![]() |
![]() |
| متن ها | ترجمه ی متن ها | تئاتر | نقاشی | عکس | متن های ديگران | پيوند ها | خانه | کوچه |
| K A R N A V A L | Naser Najafi |
|
شعرهای
پيشين علی رستانی
در مانيها 1 باز هم
ابری ولگرد آسمان
را پرسه می
زند آیا
باد
سمفونی ما را
سوت خواهد کشید؟ 2 چرا عینک
را برعکس زدهای؟ سهم تو
از خمیازهی
پاییز چند
برگ خشک و
پنجرهای
است
که همیشه باز
خواهد ماند. 3 چقدر
خورشید و ماه
و ستارگان چقدر
زمین و خاک و
باد چقدر بیحوصلهگی باید سیگاری
آتش
بزنم
و جرعهای کنیاک
بنوشم 4 تصویر
تو
مضحکتر از
آشوب پاییز
و نقاشیهای
کودکانهات 5 بیهوده
آمدهایم این
جاده تا نارنجی
نمیرسد حالا هی
ترانه بخوان بودن ما
ملودی محزون
سازی ناکوک
است 6 این هیاهو
را میشنوی؟ یا
بازهم گوشهای
من زنگ میزند انگار
مالیخولیای
همیشه
لجوجانه مرا
به این گوشهی
دنیا میچسباند 7 رو کن ورقها
را کم بشمار میبینی
که شمع پلک میزند
یک
فنجان قهوه هم
برای من
برد
و باختی نیست
شاید
دیشب
باز هم خواب
خوشبختی دیدهای
8
سنفونی
مااز خمیازهی
خشک پاییز
جرعهای
مینوشد
با
گوشهایم
ترانه بخوان
کنیاک
خوبیست
جرعهای
دیگر مینوشم
9
از عینک
بیرون بیا
مالیخولیای
بیحوثله ما
را نقاشی میکند
و ما
با
چند برگ خشک .
باز هم
ولگرد آسمان
را پرسه میزنیم |
| بازگشت |