![]() |
![]() |
| متن ها | ترجمه ی متن ها | تئاتر | نقاشی | عکس | متن های ديگران | پيوند ها | خانه | کوچه |
| K A R N A V A L | Naser Najafi |
|
ای پريشانی مردی كه آمد از فلق سرخ پريشان
شد و باد
پراكنده بوی
تنش را ميان
خزر ای سبز گونه ردای شمالی ام! جنگل اينك كدام باد بوی
تنش را - می آرد از ميانه ی انبوه
گيسوان پريشانت كه شهر
سرب بگونه ی ما در خون سرخ نشسته. آه ای
دو چشم فروزان در رود
مهربان كلامت جاريست
هزاران هزار پرنده بی
تو كبوتريم بی پر پرواز . . . |
| بازگشت |